سکوت سرد فاصله ها تنم را می لرزاند وقتی به نبودنت فکر می کنم. می سوزم به یاد روزهایی که بودنت را نفهمیدم.

پرودگارا! آرامش را همچون دانه های برف آرام و بیصدا بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند و بسیار دوستشان دارم. بباران.

تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا برایت خاطره میشوم. دوستت دارم نه بخاطر آنکه دوستم بداری. دوستت دارم بخاطر آنکه لایق دوست داشتنی.

ثانیه ها و روزها حقیر تر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند.

بر آنچه که گذشت و آنچه شکست حسرت نخور. زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد.

تا سنگ بر سر راه رودخانه نباشد صدای آب زیبا نیست. سنگتم... .

نعره ی هیچ شیری کلبه ی چوبی مرا خراب نمی کند. از سکوت موریانه می ترسم.

بگذار " سکوت " قانون زندگی من باشد... وقتی واژه ها معنای درد را نمی فهمند.

زندگی شبیه شعر است. قافیه هایش با من. تو فقط همیشه ردیف باش. . . .

خدایا تقدیر دوستان را زیبا بنویس تا من جز لبخند از آنها چیزی نبینم. . . .